السيد محمد حسين الطهراني

71

رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي )

نسيئ معناى عام دارد ؛ وشامل هر دو نوع مىشود ومحصل آنچه از بحث ما در تفسير نسىء در اين آية شريفه به دست آمد ، به انضمام روايات كثيره‌اى كه در اين مقام وارد شده است ، وبه انضمام گفتار مورخين از علماء هيئت ونجوم همچون أبو ريحان بيرونى ، وهمچون أبو معشر بلخى ، وهمچون گفتار رحاله كبير ومؤرخ جليل : علي بن حسين مسعودى متوفى 346 هجرى در « مروج الذهب » « 1 » و

--> ( 1 ) در « مروج الذّهب » ج 2 ، ص 188 و 189 از طبع دار الأندلس آمده است كه : أسامي ماههاى هلالي از اين قرار است : اوّل آن ماهها محرّم است ؛ وتعداد روزهاى سال هلالي سيصد وپنجاه وچهار روز است كه از تعداد روزهاى ماههاى سِريانى يازده روز وربع روز كمتر است ؛ وبنابراين در هر سى وساه سال از سالهاى سريانى ، يك سال عربى بيشتر خواهد بود ؛ ودر سال‌هاى عربى نوروز وجود ندارد ؛ وعرب جاهلي براي آنكه سال‌ها وماههاى خود را با سألها وماههاى سريانى تطبيق دهد در هر سه سال يك ماه اضافه مىكرد وكبيسه مىگرفت واين عمل را به نَسِيى كه معناى تأخير دارد نام مىنهاد ؛ وخداوند اين عمل را مذمّت نموده وآيهء إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ را نازل فرمود ؛ وعرب ماهها را به ترتيب ، اوّل را محرّم قرار داد چون اوّل سال بود ؛ وآن را محرّم ناميد به جهت حرام بودن جنگ وغارت در آن ؛ وصفر را صفر ناميد به جهت بازارهائى كه در يَمَن بر پا مىشد ؛ واز آن بازارها آذوقه ومتاع خود را تهيّه مىكردند ؛ وهر كس از ورود در آن بازارها خوددارى مىكرد از گرسنگى هلاك مىشد . وبعضي گفته‌اند : وجه تسميّه صَفَر آنستكه شهرها به علّت خروج مردم به جنگ خالى مىشد ؛ واين كلمه از صَفِرَتِ الدّار منهم اخذ شده يعنى خانه از آنها خالى شد ؛ وربيع وربيع را دو ربيع گويند به جهت آنكه در اين دو ماه ، مردم وچهارپايان از گياه‌ها وعلف‌هاى سر سبز زمين بهره گيرى مىكنند . واگر كسى بگويد فعلًا در غير اين دو ماه ربيع نيز چهار پايان از سبزى زمين بهره‌مند مىشوند ودر آن چرا مىكنند ؛ جوابش آنست كه اين اسم براي اين دو ماه موسمى كه در فصل بهار واقع مىشده است نهاده شده وسپس با انتقال وأخف زمان به همان نام باقي مانده است ؛ وجُمادى ، وجُمادى را دو جمادى گويند ، چون در اين دو ماه آب‌ها جامد مىشد وفرو مىنشست ، در آن هنگامى كه اين نام براي آنها گذاشته شد ؛ ومردم نمىدانستند كه سرما وگرما پيوسته دور مىزند وگردش مىكند ؛ وأوقات آن از محلّ خود انتقال مىيابد ؛ ورَجَب را رَجَب گويند ؛ چون از آن مىترسيدند ، وگفته مىشود : رَجَبْتُ الشّىء وقتي كه از آن چيز ترسيدى ، وشعبان وجه تسميه‌اش همان تَشعّب قبائل است براي حركت به سمت آبهاى خود وبراي طلب غارت كردن ، ووجه تسميهء رمضان به جهت شدّت درجهء حرارت وگرماى ريگهاى بيابان است ؛ ووجه تسميهء ديگرش آنست كه رمضان اسمى از أسماء خداست تعالى ذكره ؛ ولهذا گفته نمىشود رمضان ؛ وبايد گفت : ماه رمضان ؛ وشوّال را شوّال نام نهاده‌اند به جهت آنكه شترها در آن وقت به علّت شهوت وميل به جفت گيرى دُم‌هاى خود را بلند نگاه مىدارند ؛ وبه همين سبب مردم ماه شوّال را شوم مىدانند وازدواج ونكاح در آن را ناپسند مىدانند ؛ وذو القعدة را بدين نام نهاده‌اند ، به جهت آنكه همه مردم از جنگ وغارت دست بر مىدارند ، ومىنشينند ، وذو الحجة را نيز بدين نام نهاده‌اند به جهت آنكه حجّ را در اين ماه به جاى مىآورند . انتهى . از أبين بيان واز آنچه أبو ريحان بيرونى در الآثار الباقية » راجع به علّت اسم گذارى ماههاى قمري بيان كرده است معلوم مىشود كه مدّت‌ها اين نام‌ها را طبق ماههاى شمسي روى فصول شمسي مىنهاده‌اند وسپس در اثر قانون اسلام از ماههاى شمسي دوباره به ماههاى قمري كه تطبيق با فصول نمىكند برگردانيده شده است ؛ واين همان نَسِيى است كه در آن به جهت تأخير احكام وتكاليف از مواقع وزمان‌هاى خود به زمان‌هاى ديرتر به جهت مصالح دنيوي ، خداوند آن را موجب زيادى كفر شمرده است .